بیماری گیاهی
تاریخچه بیماری‌های گیاهی
مطالعه تاریخچه بیماری‌های گیاهی و تاثیری که برخی از آنها روی نحوه زندگی بشر گذاشته همچنین باورهای مردم در گذشته از این بیماری‌ها می‌تواند درک بهتری را از اهمیت مطالعه علم بیماری شناسی گیاهی در ذهن ایجاد کند. مطالعه این چند صفحه برای همه افراد حتی کسانی که هیچ سررشتهٔ در این شاخه ندارند پیشنهاد می‌شود.





بیماری‌ها و خدایان
گسترش هر ساله بیماری زنگ گندم در ذهن مردم باورهایی را ساخت به طوری که برای اپیدمی زنگ گندم مردم رب‌النوعی به نام Robigo را پنداشتند که هرساله به علت گناهان مردم، خشم خدایان، زنگ گندم را در دامان مردم قرار می‌دهد در واقع اولین دلیل ایجاد بیماری‌های گیاهی خشم خدایان در نظر گرفته شد. هر ساله مردم برای خشنودی خدای زنگ گندم در فصل بهار ودر یک روز تعطیل جشنی موسوم به Robigolia بر پا می‌کردند و در آن گوسفند و سگ‌های قرمز و به روایتی دیگر روباه و گاوهای قرمز را قربانی میکرند. اپیدمی زنگ گندم در سال ۱۹۴۸ در استرالیا ۲۷۰۰۰۰ تن گندم که می‌توانست غذای ۳ میلیون انسان را تامین کند را از بین برد.



نظریه خودبه خودی

تئوفراستوس فیلسوف بزرگ یونانی که در بین سال‌های ۳۷۰ تا ۲۸۶ قبل از میلاد می‌زیست معتقد بود بیماری‌های گیاهی در اثر تغییرات جوی به وجود می‌آید وخداوند هوا را که آورنده بیماری است کنترل می‌کند. او مشاهده کرد که بیماری‌های گیاهی در مناطق مرتفع یا روی تپه‌ها کمتر از نواحی گود رخ می‌دهد. در آن زمان که مردم در تلاش بودند با عدم ارتکاب گناهان خشم خدایان بیماری‌ها را بر نینگیزند و جلوی وقوع بیماری‌ها را بگیرند حتی به این موضوع هم توجهی نداشتند که آیا ساکنین نواحی گود و پست واقعاً بیشتر از اهالی بالا نشین مرتکب گناه می‌شوند یا نه!

بعدها در ذهن مردم این باور پرورش یافت که بیماری‌های گیاهی به صورت خود بخودی (Spontaneus generation) به وجود می‌آید و خدایانی برای بیماری‌های گیاهی وجود ندارد. تئوفراستوس یکی از اولین کسانی بود که این فرضیه رو ارائه داد.

بعد از تئوفراستوس در حدود ۲۰۰۰ سال علم بیماری‌های گیاهی پیشرفتی نداشت. در قرن هفدهم رابرت هوک دانشمند انگلیسی با ساخت میکروسکوپ توانست سلول‌های گیاهی را مشاهده کند. همچنین اولین نقاشی از یک بیماری قارچی که به نظر قارچ Phragmidium mucronatum می‌باشد نیز توسط هوک در سال ۱۶۶۵ مشاهده وترسیم شده است. میشیلی اولین دانشمندی بود که نسبت به پدیده خود به خودی ابراز شک کرد. وی در سال ۱۷۲۹ توانست اسپور قارچ‌ها را مورد مطالعه قرار دهد.



اولین ها

در سال ۱۷۵۵ tillet france برای اولین باراسپور سیاهرنگ سیاهک رو مورد مطالعه قرار داد و نشان داد که این بیماری واگیر دار است این چنین تلاش کرد تا باور مردمانی که می‌پنداشتند بیماری‌های گیاهی طی پدیده خود به خودی به وجود می‌آیند تغییر دهد. شاید اکنون به این دلیل است که بیماری‌های موسوم به سیاهک پنهان را tilletia برگرفته از نام این دانشمند می‌نامند. باکتری Erwinia amylova عامل بیماری آتشک درختان میوه دانه دار (fire bight) اولین باکتری بیماری زای گیاهی بود که در سال ۱۸۷۸ توسط Burril کشف شد. Mayer در سال ۱۸۸۶ اولین ویروس گیاهی موسوم به ویروس موزائیک توتون tabaco musaic virus را کشف کرد. هر چند او در تشخیص عامل بیماری دچار اشتباه شد و این مورد را یک بیماری باکتریایی معرفی کرد اما در سال ۱۸۹۲، Ivanowsski عامل این بیماری رو یک نوع ویروس معرفی کرد. همچنین needham کشیش و طبیعی دان انگلیسی ابتدا در سال ۱۷۴۳ اولین نماتود انگل گیاهی که نماتود دانه گندم anguina tritici بود را شناسایی و معرفی کرد.

دارواش: گیاه نیمه انگل دارواش اولین بیماری گیاهی شناخته شد و اولین بیماری که روش کنترل زراعی برای آن استفاده شده است.(هرس شاخه‌های مبتلا). در گذشته باورهای عجیبی در مورد دارواش در بین مردمان رواج داشته است. مردمان از دیرباز بر این باور بودند که که دارواش زندگی بخش و محافظی در برابر انواع زهرها، افزاینده تمایل جنسی مردان و اعطا کننده باروری است. شاخ و برگ دارواش را در بالای در خانه‌ها و سقف‌ها آویزان می‌کردند به این اعتقاد که جادوگران و روح‌های اهریمنی را میراند. رومیان باستان در اواسط زمستان معابد و خانه‌های خود را با دارواش می‌آراستند تا خدایانشان را خرسند سازند.



تاکستان‌های فرانسه، نجات با آمیزه بردو

طغیان ۳ بیماری سفیدک پودری، فیلوکسرا، و سفیدک داخلی در نیمه دوم قرن ۱۹ در تاکستان‌های فرانسه صنعت مهم آن زمان فرانسه یعنی شراب سازی در تهدید خطر جدی قرار داد.

زمانی که روش کنترل سفیدک پودری که خطر جدی برای تاکستان‌های اروپا محسوب می‌شد با پودر آهک و گوگرد کشف شد، فیلوکسرا (fhylloxera) (خشک برگی) که ایجاد گالهایی در ریشه می‌کرد و از تغذیه نوعی شته به وجود می‌آمد طغیان کرد. با کنترل این بیماری با پیوند پایه‌های موی آمریکایی طولی نگذشت که بلای سوم بر اروپا و به خصوص فرانسه نازل شد! سفیدک دروغین مو. این بیماری با نام downey mildew یا سفیدک کرکی شناخته شد. این بیماری که به شدت شیوع یافت میزان محصول و کیفیت انگور را کاهش و بسیاری از موستان‌ها را بین برد. طی ۵ سال بیماری به تاکستان‌های کشورهای مجاور نیز سرایت نمود و تولید کنندگان انگور در سرارسر اروپا را به وحشت انداخت. در حالی که بسیاری از دانشمندان به فکر چاره‌ای برای کنترل این بیماری بودند روزی از روزها یک استاد گیاهشناس فرانسوی به نام pierre marie alexis millardet در حالی که مشغول قدم زدن در بین تاکستان‌های شهر بردو بود به موضوع جالبی برخورد، او متوجه شد در برخی تاکستان‌های کنار جاده خاکی، موهایی که سر از بیرون باغ در آوردند دارای روکشی از ماده آبی رنگ بوده‌اند و تمام برگ‌های این درختچه‌ها سالم مانده‌اند! صاحب تاکستان برای میلارده توضیح داد که این ماده چیزی نیست جز سولفات مس یا کات کبود + آهک و از از آن جهت این مواد را روی درختچه‌ها پاشیده است که رهگذران با تصور سمی بودن انگورها از مصرف آن خودداری کنند غافل از این که این ماده خود پادزهر درد بی درمان انگورهای فرانسه بود. میلارده نام این ماده را " بردو" نهاد. ورود این سه بیماری به اروپا از آمریکای شمالی بود بعدها اروپا با فرستادن ۲ بیماری بلایت شاه بلوط و مرگ هلندی درختان نارون به آمریکا به نوعی درصدد جبران برآمد. 
... page1 - page2 - page3 - page4 - page5 - page6 - page7 ...