زنان، اشتغال و ارزش هاي خانه داري

ساعت ۵ صبح شروع مي کرد. آردها را درون تشت مخصوصش مي ريخت و خمير را آماده مي کرد. تنور خانه اش اتاق کاهگلي جدايي بود. دو طرف آويز روسري اش را پشت سر گره مي زد و يا علي... مادرم مي گويد: «ما بچه ها وقتي ۷ صبح بيدار مي شديم نان تازه از تنور در آمده و ماست و کره گوسفندي که آن هم محصول دست هاي پرتوان مادرمان بود درون سفره تر و تازه چيده شده بود». دوران مادربزرگ ما شايد دوره آخرين نسل هاي مادران خانه داري بود که بر پهنه شاداب زندگي هاي پرفراز و نشيب به چشم مي خورد. هنوز هم وقتي پشت ميز اداره مي نشينم و سرم را در کاغذها و سربرگ ها فرو مي برم و وقتي دوست و فاميل و آشنا مي گويند خوش به حالت که شاغلي و دستت در جيب خودت مي رود، خانه مادربزرگ که همواره فضاي خانه اش گرم بود، مرا به خود مي کشاند. دلم براي پخت و پز و جاروهاي دستي و ترشي انداختن او تنگ مي شود. راستي رمز اين همه اشتياق و قوت و انگيزه براي خانه داري در ميان نسل هاي گذشته چه بود؟

ديدگاه زنان

شبنم با ۲۱ سال سن نزديک به ۲ سال است که زندگي مشترکش را آغاز کرده است. او که چند ماهي است مربي مهدکودک است مي گويد: وقتي سر کار مي روم از انجام کار خانه عصبي مي شوم، يعني بعد از برگشتن به خانه همه کارها را انجام مي دهم و وقتي همسرم به خانه مي رسد حتي اگر فقط يک بشقاب کثيف را در آشپزخانه بگذارد، بسيار بد برخورد مي کنم. الان که در مرخصي به سر مي بريم همه کارهاي خانه مان را انجام مي دهم. همه چيز بسيار خوب است و احساس خوبي دارم. رويا که ۲۵ ساله است با اکراه از خانه داري صحبت مي کند و خانه داري را بي ارزش ارزيابي مي کند که به هيچ نتيجه ارزشمندي منجر نمي شود و مي گويد: اين همه کار تکراري و خسته کننده که هيچ کس براي آن ارزش قائل نيست هيچ ارتقايي برايمان به همراه ندارد. اما صحبت بانويي ديگر کمي متفاوت است. پيرزن تنها روي نيمکت پارک نشسته است، نگاهش که به گوشه اي خيره مانده حکايت از حرف هاي زيادي دارد، نظر او را مي پرسم، با خوشرويي و حوصله استقبال مي کند و اين چنين مي گويد: ۷۰ سال دارم و تقريباً ۵۳ سال است که خانه دارم. از نظر من همه کارهاي خانه مثبت و ارزشمند است اما به يک شرط مهم. شرط آن هم اين است که يک زن بلد باشد که چطور با آن ارتباط برقرار کند. اگر اين مهارت را داشته باشد، خانه داري عالي است! فاطمه خانم مي گويد: اگر براي زندگي، همسر و بچه هايت با عشق و علاقه کار کني، خودش يک سرمايه و حقوق اصيل است اما به همان يک شرط که گفتم.

اقدس ۴۳ ساله و خانه دار است. مي گويد خانه داري برايم يک معناي مهم دارد و آن همراهي با شريک زندگي است، حتي اگر قرار بود حقوق و دستمزد داشته باشد حقوق آن برايم ارزشي نداشت، فقط عشق و همراهي با شريک زندگي ام مهم است. فهيمه دوستم را مي بينم که با دو دخترش در حال خريد مجله است، او خانه دار و ديپلمه است و مي گويد: به نظرم اگر براي خانه داري انگيزه داشته باشي اين کار خيلي خوب است و ارزشمند ولي متأسفانه چون همسر من به کار خانه بي تفاوت است و توجهي به آن نشان نمي دهد، من هم رغبتي براي انجام آن ندارم. براي فهيمه به گفته خودش حقوق و مزد در برابر کارخانه اهميتي ندارد، او به مسائل مهم تري اشاره مي کند: گاهي احساس مي کنم هيچ رشدي نکردم و فقط در خانه کارهاي تکراري انجام داده ام. ولي گاهي در کنار اين موضوع مي بينم که يکي از دوستان که شاغل است، به هيچ وجه در ارتباط با فرزندانش موفق نيست و دختر نوجوانش هيچ علاقه اي به او ندارد. دستپخت مادرش را دوست ندارد و بيشتر با پدرش ارتباط دارد يا کسي را مي شناسم که شاغل است و دير به خانه بازمي گردد و دختر نوجوانش به تنهايي در خانه به تماشاي ماهواره مي نشيند. ولي من کنار بچه هايم هستم و از همه نظر خيالم راحت است. حاضر نيستم به قيمت بي توجهي به فرزندانم شاغل باشم.

زماني زن در خانه محور خانه و خانواده بود

صديقه خديوي، دانشجوي دکتراي جامعه شناسي و پژوهشگر اجتماعي در اين زمينه مي گويد: عوامل مختلفي باعث شده است نگرش بانوان درباره خانه داري تغيير کند که يکي از آن ها مسائل اقتصادي است. نيازهاي اقتصادي خانواده ديگر با يک نان آور تأمين نمي شود. از سوي ديگر شاهد تغيير ارزش هاي جامعه هستيم. امروزه تجمل گرايي و استفاده از وسايل غيرضروري اجازه نمي دهد مانند ۳۰ سال گذشته زندگي کنيم. بانوان نيز تمايل دارند به کاري اشتغال داشته باشند که برايشان درآمد داشته باشد. اين محقق مي گويد: در فعاليت خانه داري نيز خيلي چيزها تغيير کرده است. زماني زن در خانه محور خانه و خانواده بود و کارهايي که امروزه توسط ديگران انجام مي شود همه توسط خود او انجام مي شد، اين موضوع باعث مي شد زن، احساس خوبي به کار خود داشته باشد و اين حس را به ديگر اعضاي خانواده نيز منتقل کند، ولي بسياري از زنان امروزه انجام کارهايي مثل تهيه خوراک، پوشاک و نگهداري بچه را ارزشمند و قابل توجه نمي دانند. مديرکل زنان و خانواده استانداري خراسان با اشاره به تأثير خانه داري بر احساس هويت مثبت در نسل هاي گذشته مي افزايد: اين کارها در گذشته درآمد و سود اقتصادي را به خانواده وارد مي کرد اگر چه در حساب و کتاب هاي مستقيم مالي وارد نمي شد. ولي تحقيقات نشان مي دهد که سودي که به خاطر کار زن در خانه حاصل مي شد، کمتر از سودي نبود که مردان با کار در بيرون به دست مي آوردند. وي تأکيد مي کند: بايد بدانيم واقعاً زنان خانه دار توانايي انجام کارهاي زيادي را دارند که از نظر اقتصادي، سود قابل توجهي را براي خانواده به همراه دارد. ولي چون کارهايشان در حساب هاي مالي، به شمار نمي آيد، از آن گريزانند.

مردان به خانه داري بانوان توجه نمي کنند

اين کارشناس يادآور مي شود: متأسفانه مردان نيز به خانه داري بانوان توجه نمي کنند که حضور زن در خانه هم به لحاظ اقتصادي و هم عاطفي چقدر جايگاه مهمي دارد و کار زنان را در محاسبات مالي وارد نمي کنند. تا حدود ۳۰ سال پيش کارهايي مثل خياطي، آشپزي و شيريني پزي براي يک زن ارزش به شمار مي رفت ولي امروزه خانه محلي است براي تفاخر و چشم و هم چشمي.

اين جامعه شناس توصيه مي کند: بايد به سمت سبک زندگي اسلامي حرکت کنيم و نقش ها و وظايف مان را بشناسيم. قصد من تأکيد به خانه دار بودن محض نيست و اشتغال را نفي نمي کنم، اگر زن در کنار اشتغال، هدف اصلي اش را فراموش نکند، داشتن شغل بسيار هم خوب است ولي چه شغلي و چه نوع کاري؟ متأسفانه برخي زنان به کارهايي که شايسته آنان نيست روي مي آورند، کار خانه شان را به ديگري مي سپارند و خودشان کارهاي بيرون را انجام مي دهند. وي تصريح مي کند: بايد به شکل زيربنايي و با آموزش هاي لازم به زوجين جوان و جوانان برنامه ريزي هاي موثري انجام داد. بايد با کمک همه سازمان ها و دستگاه هاي ذي ربط، انديشمندان و رسانه ها از بروز افراط و تفريط در اين موضوع يعني بازگشت کامل زنان به خانه بدون توجه به توان و گرايش آن ها يا حضور بيش از اندازه در بيرون از خانه بدون در نظر گرفتن عواقب آن، خودداري کرد.

متاسفانه با نگرشي روبه رو هستيم که کار خانگي را در برابر کارمزدي قرار مي دهد

دکتر زهرا امين مجد، پژوهشگر مسائل خانواده نيز با اشاره به تغييرات ساختاري نظام خانواده در ايران از دهه ۷۰ به بعد به خراسان مي گويد: شکل گيري تغيير سبک زندگي موجب تغيير در سطح نگرش و عملکرد بانوان شده است که يکي از آسيب هاي جدي حاصل از آن، فاصله گرفتن وضع مطلوب با وضع موجود است. اين موضوع باعث بروز مشکل در شخصيت يابي زنان خانه دار شده است. عضو هيئت علمي مرکز تحقيق و مطالعات زنان ادامه مي دهد: متاسفانه با نگرشي روبه رو هستيم که کار خانگي را در برابر کارمزدي قرار مي دهد و آن را به لحاظ اجتماعي، ضعيف و بي ارزش مي شمارد که موجب عقب ماندگي از رشد و تعالي مي شود. زن براساس اين نگرش تلاش مي کند تا از اين چارچوب خارج شود و از ازدواج، پذيرفتن همسري و مادري فاصله بگيرد و به سمت کارمزدي که هر چند به لحاظ مادي و اجتماعي ضعيف باشد، حرکت کند، اين موضوعات ساختار خانواده را در ايران که پيش از اين به الگوي اسلامي نزديک تر بود تغيير داد و به سمت ساختارهاي هسته اي پيش برد.

2 چالش جدي

اين پژوهشگر پس از طرح اين چالش نظري به دو چالش جدي عملي هم مي پردازد و مي افزايد: يک چالش تمرکز بسيار زياد و کامل زن بر کار خانگي است که همه وقت خود را صرف آن مي کند و همين تمرکز است که او را دچار آن نگرش اشتباه مي سازد. منظور از خانه داري در اين جا همان مفهوم سنتي است که در ذهن همه ماست يعني زني که به فعاليت هاي مختلف خانه داري و پخت و پزهاي مختلف و ... مي پردازد. نتيجه اين گونه کارکردن در خانه، فاصله گرفتن از همسر و فرزندان و آسيب ديدن رابطه او با آن هاست. با اين فاصله زن خود شاکي مي شود از اين که همسرش از او فاصله گرفته و از او به خاطر زحمت هايش قدرداني نکرده است، بر اين آسيب ها بايد تجمل گرايي، تمرکز به ظاهر و چيدمان را هم افزود.

امين مجد چالش دوم را آزادشدن وقت زن در خانه مي داند و مي گويد: با تمرکز کامل زن بر کار خانه که امروزه با امکانات گسترده و وجود فناوري بسيار آسان تر و سريع تر انجام مي شود، اوقات فراغت زنان بيشتر شده است که اگر به درستي هدايت و برنامه ريزي نشود، زمينه آسيب هاي جدي ديگري را فراهم مي کند.

وي ادامه مي دهد: اين نگرش ها و تصويرسازي هاي اشتباه درباره خانه داري در زنان از حمايت و پشتيباني جدي نظام بورژوازي هم برخوردار بوده است که تلاش مي کرد زن را به سمت کارهاي بيرون از خانه بکشاند. علاوه بر اين امروزه تمايل پسران نيز به خاطر فشارهاي اقتصادي، ازدواج با دختران شاغل است. ما به هيچ وجه اشتغال زن را کاملا نفي نمي کنيم و در عرصه هايي آن را لازم هم مي دانيم و حتي روايت داريم که اگر زني به خاطر کمک به همسرش کار کند، نزد خداوند مأجور است، پس وظيفه ماست که زمينه هاي مناسب فرهنگي و اجتماعي را براي حضور و اشتغال وي فراهم کنيم به گونه اي که زن براساس قابليت کار فکري و انساني اش به کار گرفته شود نه ويژگي هاي جنسيتي اش.

ديدگاه اسلام درباره خانه داري

اين استاد حوزه در ادامه به تبيين ديدگاه شريعت اسلام در مورد مقوله خانه داري مي پردازد و خاطرنشان مي کند: براي فهم ديدگاه شريعت نبايد خانه داري را عضوي منفصل از نظام نقش هاي ديگر زن بدانيم. يکي از اجزاي اين منظومه مقوله خانه داري است. به دليل حفظ عفت زن و متناسب با توان جسمي او در طول تاريخ، بيشتر کارهاي درون خانه به او محول شده است. شريعت اسلام به هيچ وجه کار خانه را بر زن واجب نمي داند، بلکه آن را يک فضيلت و فرصت ارتقا براي رسيدن به پاداش مجاهد مي شمارد. بخشي از وظيفه خوب همسرداري، ايجاد فضاي آرامش براي اوست و بخشي از ايجاد اين فضا، رسيدگي به کارهاي خانگي است. در واقع نگاه شريعت به انجام کارهاي خانگي از سوي زن، حداقلي است و به طور قطع با انجام کارهاي فراتر از آن، چه در داخل و چه خارج از منزل و از همه مهم تر عبادت و بندگي قابل جمع است. اين الگو در ميان مادران ائمه(ع) وجود داشت چه حضرت صديقه طاهره(س) و چه ديگر بزرگواران.

در واقع اسلام مي گويد نبايد تمرکز زن بر کار آن قدر باشد که از خانواده و مهم تر از همه خودش فرصت عباداتش، رشد و کمال يابي، تحصيل علم و گاهي کار بيرون از خانه که لازم است آن را انجام دهد، فاصله بگيرد، حال اگر در اين ميان زني مجبور است کار بيشتر و سنگين در خانه انجام دهد مثلا کشاورزي يا دامداري، به طور قطع چنين فردي نزد خداوند ماجور است.

امين مجد وجود سيستم پاداش را در شريعت اسلام يادآور مي شود و مي افزايد: در سيستم پاداش همه چيز محفوظ است و به ويژه اموري که با فداکاري زن ، گذشتن از حق و تقدم ديگران نسبت به خودش همراه است اجر بيشتري دارد. از اين رو فرصت مادري، يک ظرفيت بي بديل و تمام ناشدني است که از طرق ديگر نصيب زن نمي شود. وي به تاثير رواني خانه داري مطلوب بر مردان مي پردازد و توضيح مي دهد: به لحاظ روان شناختي مردان با ورود به محيط تميز خانه و استشمام بوي خوب غذا به شدت آرامش خاطر پيدا مي کنند. روان شناسان معتقدند اين گونه مردان خيلي بيشتر به تلاش اقتصادي متمايل مي شوند، بايد دانست خانه داري آثار فراواني دارد. تحقيقات نشان داده که خانه داري باعث طول عمر بين ۵ تا ۶ سال ميان زنان مي شود. البته بايد تاکيد کرد منظور ما خانه داري در فضاي مطلوب است که اسلام آن را تبيين کرده است يعني وجود مرد با محبت و خوش اخلاقي که براي تامين معاش زن تلاش مي کند. اين گونه رفتار زن باعث دلگرمي بيشتر مرد و تقويت انگيزه او براي تلاش بيشتر هم مي شود. پاداش هاي اخروي بسياري نيز در انتظار زنان خانه دار است چنان که در روايت آمده است هر زني جرعه اي آب به همسرش بدهد، ثواب يک سال شب زنده داري و عبادت براي او ثبت مي شود.

امين مجد ادامه مي دهد: در مقابل فشار سنگين کار بيرون که بر عهده مردان است زن دعوت شده است تا در فضايي که باز هم از سوي خود مرد براي او تامين شده است آرامش را ايجاد کند که شريعت به مردان توصيه مي کند که در اين خصوص به زنان کمک کنند.
ارسال شده در دسته‌بندی نشدهدوشنبه ۱ ارديبهشت ۱۳۹۳ | 1:26 am |  | پاسخ دهید:

چرا خانم ها از هم متنفر هستند؟

خانم ها در سطوح اجتماعی با هم رقابت می کنند و معیار برنده شدن آنها معمولاً توسط سایرین تعیین می شود و نتایج آن کاملاً شخصی و ناملموس است.
خانم ها معمولاً با خصوصیاتی که خودشان هیچ کنترلی روی آن ندارند قضاوت می شوند: چیزی که خودشان خلق نکرده اند و خارج از وجود آنها است مثل وضعیت ظاهری. موفقیت آنها مبنی بر اعتباردهی بسیار ذهنی، متعصبانه و ظاهری سایرین می باشد. او قادر نیست تحمل کند که نمی تواند رقیبش را شکست دهد چون هیچ چیز دست هیچکدام از آنها نیست و دست سایرین است. اما چطور می توانید از بقیه خانم ها زیباتر باشید وقتی تصمیم با نظر دیگران و براساس دیدگاه آنها نسبت به زیبایی است.

چطور می توانید ترجیحات و علایق شخصی دیگران درمورد یک اندام یا شکل خاص، یک رنگ چشم خاص یا رنگ مو را تغییر دهید؟ چند نفر لازم است بگویند شما زیبا هستید تا بتوانید آن را باور کنید؟ خانم ها برای به دست آوردن توجه آقایون با هم رقابت می کنند و طوری برخورد می کنند که انگار این توجهات و تحسین ها اعتماد به نفس و عزت نفس آنها را بالا می برد. خانم ها سعی می کنند جذاب تر از بقیه لباس بپوشند و اندامی زیباتر بسازند.

خانم ها به طور غریزی می دانند که وقتی نوبت به رابطه جنسی می رسد مردها هیچ قدرتی ندارند. آنها می دانند که اگر یک رابطه بدون هیچ رابطه جنسی بین مرد یا زنی وجود داشته باشد، 90 درصد به این دلیل است که زن نمی خواهد رابطه داشته باشد نه برعکس. اکثر خانم ها فکر نمی کنند که مردها بتوانند به خاطر تعهد، عشق و وفاداری که به یک زن دارند، چه از نظر روانشناسی و چه بیولوژیکی دربرابر قدرت جنسی یک زن دیگر مقاومت کنند.

زن ها آنقدر درگیر به دست آوردن توجه مردها هستند که بینش روانی، فکر و احساسی برای تغییر فضای اجتماع که باعث می شود اعتماد به نفسشان پایین بیاید را پیدا نمی کنند. زن ها فکر می کنند مردها در روابط جنسی خود بی قید، بی وفا، دروغگو و خائن هستند اما آنچه که بیشتر خانم ها می خواهند بفهمند این است که تحقیقات نشان می دهد احتمال بیشتر وجود دارد که مردها با بهترین دوست، خانواده، فامیل همسرشان که دوستش دارد و به او احترام می گذارد، رابطه جنسی داشته باشند. یکی از دلایل موفق بودن مردها در خیانت این است که زن ها این اجازه را به آنها می دهند چون در حال رقابت با هم هستند.

زن ها باور دارند که اگر از نظر ظاهری بهتر باشند، از بقیه خانمها بهتر هستند. در تبلیغ یک قرص لاغری زنی گفته بود که من الان خیلی لاغرتر از زنی هستم که شوهرم به خاطر او من را ترک کرد. این جمله باعث می شود فکر کنیم که او تصور می کند به خاطر چاقی حقش بوده که شوهرش ترکش کند. هدف او برای کم کردن وزنش این بوده که لاغرتر از زنی شود که شوهرش به خاطر او ترکش کرده است. اوبه جای اینکه به فکر خیانت همسرش باشد، با زن مقابل رقابت می کرده است. هدف آن زن برای کم کردن وزنش ارتقاء وضعیت سلامتی یا بالا بردن اعتماد به نفسش نبوده، بلکه این بوده که لاغرتر از رقیبش شود. این تبلیغ به زن ها می گوید که برای اینکه بتوانند عشق و وفاداری همسرشان را داشته باشند باید فلان شکل باشند. مهم نیست که برای مرد آشپزی می کنید، بچه هایش را بزرگ می کنید، و از رویاها و جاه طلبی هایش حمایت می کنید، چیزی که در یک رابطه خیلی مهم است این است که از نظر ظاهری جذابیت لازم برای در خانه نگه داشتن شوهرتان را داشته باشید یا نه. یک تصور وجود دارد که می گوید خیلی طبیعی است که مرد وقتی دیگر از نظر جنسی کششی به همسرش ندارد، به او خیانت کند. خیلی خانم ها باور دارند که اگر به اندازه کافی جذاب نباشند اشکالی ندارد اگر شوهرشان به آنها خیانت کند و به او حق می دهند.

دیدگاه زن از ارزش فردی بیرون از خود او و در ذهن سایرین شکل می گیرد و این بر نظر درونی او درمورد ارزش خودش بعنوان یک انسان تاثیر می گذارد. زن ها به طور غیرمستقیم با سایر زن ها رقابت می کنند چون یاد نگرفته اند که امیال، احساسات و اهداف خود را به شکل واقعیت های فیزیکی و ملموس تشخیص دهند. وقتی خانم ها یاد بگیرند که نمی توانند به جای بچه ها و شوهرشان زندگی کنند دست از متنفر بودن از همدیکر برمی دارند و بر استعدادها و ویژگی های خاص و منحصربه فرد خودشان متمرکز می شوند.

چرا خانم ها از هم متنفر هستند؟

1. زن ها احساس می کنند که بهترین زمان بیولوژیکی آنها محدود است و می توانند خیلی راحت با یک زن جوانتر و زیباتر جایگزین شوند.

2. زن ها فکر می کنند که زن های دیگر وفاداری جنسی همسرشان را کنترل می نمایند.

3. زن ها فکر می کنند که درجه زیبایی ظاهری آنها به شانس بستگی دارد نه چیزی که در کنترل خود آنها باشد.

4. زن ها فکر می کنند که بقیه زن ها می توانند چیزی که خیلی برای به دست آوردن آن تلاش کرده اند را بااستفاده از زیبایی خود از چنگشان در بیاورند چون مردها با زیبایی آنها افسون خواهند شد.

5. زن ها فکر می کنند که بقیه زن ها قابل اعتماد نیستند. آنها خیلی غیبت می کنند، دو رو هستند و مردتان را جلوی رویتان می دزدند.

6. زن ها فکر می کنند که بقیه زن ها توجه دیگران به آنها را می دزدند.

7. زن ها از نظر روانشناسی با بقیه زن ها در رقابت هستند تا جذاب تر به نظر برسند.

8. زن ها به طور ناخودآگاه فکر میکنند که اگر شبیه زنی دیگر به نظر برسند، می توانند زندگی او، جواهراتش و شوهرش را به دست آورند و مردم با همان تحسین و تمجید به او نگاه می کنند.

نکاتی که ارزش فکر کردن را دارند:

· شما هیچوقت نمی توانید کاری کنید که مردتان به زن های دیگر نگاه نکند یا آنها را تحسین نکند. آیا فکر میکنید که آن زن دیگر به خاطر اینکه زیباتر است ارزش انسانی بالاتری نسبت به شما دارد؟

· شما بیش از جسمتان هستید. ببینید چه استعدادها و مهارت های منحصربه فردی دارید؟

· اینکه دیگران درمورد شما چه فکری می کنند دست شما نیست. وقتی این واقعیت را قبول کردید که هیچ کنترلی بر افکار دیگران نسبت به خودتان ندارید، آنوقت می توانید زندگیتان را آنطور که می خواهید شکل دهید.

· با هیچکس جز خودتان نمی توانید رقابت کنید.

· تنها کسی که روی او کنترل دارید خودتان هستید.

· آنچه در دیگران جستجو می کنید را در خودتان به وجود بیاورید. لازم نیست برای اینکه با یک پزشک ازدواج کنید، خودتان دکتر شوید.

· شما مهمترین انسان در کل جهان هستید و باید زیبایی درونی و بیرونی خود را بشناسید. چرا باید کسی بیشتر از آنچه که خودتان، خودتان را دوست دارید و احترام می کنید، شما را دوست داشته باشد و به شما احترام بگذارد.
ارسال شده در دسته‌بندی نشدهدوشنبه ۱ ارديبهشت ۱۳۹۳ | 1:26 am |  | پاسخ دهید:

اينجا هم خانم ها بهترند!

تازه ترين تحقيقات نشان مي‌دهد که خانم ها بهتر از آقايان چهره ها و اسامي را به ياد مي آورند.

بررسي ها نشان ميدهد، دانشمندان قصد دارند يافته هاي خود را به يک برنامه آموزشي براي کمک به يادآوري چهره ها و اسامي به ويژه در افراد کهنسال مبتلا به فراموشي تبديل کنند.

يکي از تفاوت هاي جالب مغزي خانم ها و ‌آقايان اين است که آن ها رنگ ها را متفاوت مي‌بينند.

هورمون هاي مردانه تستستورن به پردازش رنگ ها مي‌پردازد و به همين دليل آقايان تفاوتي بين رنگ هايي مانند ياسي، ارغواني، نيلي و.. نيستند.
ارسال شده در دسته‌بندی نشده| 1:26 am |   | پاسخ دهید:

لنزهاي عروسکي خطر دارند

لنزهاي گربه‌اي، لنزهاي رنگي، لنزهاي عروسکي و تازگي‌ها هم لنزهاي چرخي و... اگر اهل خريد و استفاده از لنزها باشيد، حتما لنزهايي را در بازار ديده‌ايد که سايز آنها از سايز عنبيه چشم بزرگ‌تر است؛ لنزهايي که شايد زيبا باشند و چشم‌ها را درشت‌تر نشان دهند ولي چشم‌پزشکان در سراسر دنيا نگران استفاده مردم و به ويژه دختران جوان از اين لنزها هستند....

انجمن چشم‌پزشکان آمريکا به تازگي اطلاعيه‌اي صادر کرده و دختران جوان را از استفاده از اين نوع لنزها منع کرده است.


اگر به شرکت‌هاي فروشنده اين‌گونه لنزها سري بزنيد و سرنخ توليد چنين لنزهايي را بگيريد، کم‌کم متوجه مي‌شويد که بيشتر اين لنزها از آسيا به تمام دنيا صادر مي‌شوند. در شرکت‌هاي توليدکننده لوازم آرايشي، آنها را به نام لنزهاي چرخي يا لنزهاي گرد مي‌شناسند. اين لنزها، در گروه لنزهاي تماسي چشم قرار مي‌گيرند و گاهي رنگ‌هاي عجيب و غريبي مثل بنفش و صورتي دارند. اين لنزها چشم‌ را درشت‌تر از اندازه واقعي نشان مي‌دهند. لنزهاي تماسي معمولي درست به اندازه عنبيه چشم هستند؛ در حالي که اين لنزها بزر‌گ‌تر از عنبيه هستند و تخم چشم را درشت‌تر نشان مي‌دهند. براي تاکيد بر درشت‌تر نشان دادن چشم يک خط مشکي هم دور اين لنزها وجود دارد که گاهي آنها را با عنوان لنزهاي دورمشکي مي‌شناسند. اين واقعيت در مورد عنبيه طبيعي وجود ندارد و اين باعث مي‌شود که اين لنزها چشم را غيرطبيعي کنند. به خاطر همين مشکلات در حال حاضر فروش لنزها بدون نسخه در آمريکا ممنوع شده است و فروش چنين لنزهايي نيز کاملا غيرقانوني به شمار مي‌رود. ولي فروشندگان اين لنزها آرام ننشسته‌اند و اين لنزها را به صورت آنلاين به فروش مي‌رسانند. قيمت چنين لنزهايي حدود 20 تا 30 دلار است. اين لنزها در کره و ژاپن طرفداران زيادي دارد؛ لنزهايي که حالت چشمان عروسکي يا چشمان بچگانه را به چشم افرادي که از آن استفاده مي‌کنند، مي‌دهد. بعد از اينکه اين لنزها بازار ژاپن و کره و سنگاپور را از آن خود کرد، حالا فروشندگان اين لنزها به سراغ آمريکا و بازار فروش آن در ميان نوجوانان دبيرستاني رفته‌اند. برخي افراد، هر روز از اين لنزها استفاده مي‌کنند و درست مثل شلوار يا لباس پوشيدن، هر روز اين لنزها را قبل از خروج از منزل درون چشمان خود مي‌گذارند؛ چون اين لنزها بيشتر از طريق اينترنت به فروش مي‌رسند و بنابراين افراد مي‌توانند اين لنزها را بدون تجويز پزشک و بدون نسخه تهيه کنند.


لنزهاي بزرگ

اين لنزها که از عنبيه چشم بزرگ‌ترند و چشم را بزرگ‌تر و زيباتر نشان مي‌دهند ولي خطرهاي زيادي هم به دنبال دارند. اول اينکه وقتي شما چنين لنزهايي را بدون نسخه پزشک تهيه مي‌کنيد بدون شک از توضيحات يک چشم‌پزشک‌ درباره نحوه استفاده صحيح از آن محروم مي‌مانيد. از طرف ديگر، از آنجا که سايز اين لنزها بزرگ است اکسيژن کافي به بافت‌هاي چشمان شما نمي‌رسد و همين مطلب، عوارض زيادي براي شما در پي خواهد داشت. در عين حال اين لنزها به چشمان شما زيبايي عروسکي مي‌دهند که از نظر بسياري از افراد چندان هم زيبا نيست. نرسيدن اکسيژن کافي به چشم عوارضي مثل خستگي و قرمزي چشم و عفونت چشم را در پي دارد.


لنزهاي آبكي

اگر لنز شما از نوع نرم، معمولي و کم آب است، ميزان اکسيژني که به چشم شما مي‌رسد، قطعا کافي نيست. لنزهاي معمولي کم آب تا چند سال پيش براي مصرف در ساعاتي که چشم‌ها باز هستند، مورد تاييد بودند ولي امروزه اعتقاد دانشمندان بر اين است که ميزان اکسيژن مورد نياز چشم خيلي بيشتر از آن چيزي است که در گذشته تصور مي‌کرده‌اند. لنزهاي نرم معمولي که کمتر از 55 درصد آب داشته باشند، چشم را با کمبود اکسيژن مواجه مي‌کنند؛ حتي در ساعاتي که چشم‌ها باز هستند!

لنزهاي نرم معمولي از جنس ماده‌اي هستند که اصطلاحا هما ناميده مي‌شود. اين ماده نوعي پلاستيک مخصوص شبيه اسفنج ظرفشويي است و مي‌تواند مقداري آب جذب کند. در واقع لنزهاي نرم معمولي همگي از پلاستيک‌هاي اسفنجي (پفکي) ساخته مي‌شوند و اين پلاستيک‌ها را اصطلاحا پلاستيک‌هاي ‌هايدروژل مي‌نامند. نرمي ‌لنز به علت وجود آب در لنز است. وجود آب در لنز باعث مي‌شود مقداري اکسيژن در آب لنز حل شود و اکسيژن از لنز عبور کند و به چشم برسد. اين نوع لنزها را که به واسطه وجود آب در بافتشان، اکسيژن را عبور مي‌دهند، لنزهاي نرم معمولي مي‌نامند.


لنزهايي با منافذ اكسيژن

نوع جديدتري از لنزهاي نرم نيز وجود دارد که در آنها اکسيژن براي عبور از لنز نيازي به وجود آب ندارد. در اين لنزها، ماده‌اي به نام سيليکون عامل عبوردهنده اکسيژن است و نيازي به آب براي عبور اکسيژن نيست. با اين وجود، در ترکيب ماده سازنده اين لنزها نيز مقداري آب قرار مي‌دهند تا لنز نرم بماند و به چشم نچسبد. اين نوع لنزها را لنزهاي نرم سيليکون ‌‌هايدروژل مي‌گويند. اين لنزهاي نرم، معمولي نيستند و اگر کم آب باشند اکسيژن بيشتري را عبور مي‌دهند.

لنزهاي نرم غيرمعمولي (سيليکون‌هايدروژل)، فعلا در دسترس عموم مردم نيستند و روش مصرف به‌خصوصي دارند که بايد به تدريج در ايران معرفي شوند. لنزهاي معمولي کم آب، مانع از تنفس طبيعي چشم مي‌شوند. کمبود اکسيژن در چشم باعث ترشح 2 نوع اسيد در داخل قرنيه مي‌شود (اسيدلاکتيک و اسيدکربنيک)؛ با ترشح اين 2 اسيد، لايه‌هاي داخلي قرنيه آسيب مي‌بينند. مهم‌ترين آسيب‌ها را داخلي‌ترين لايه قرنيه (آندوتليوم) متحمل مي‌شود. متاسفانه آسيب‌هاي وارد شده به اين لايه، غيرقابل ترميم و غيرقابل درمان است. کساني که از لنزهاي نرم معمولي کم‌آب استفاده مي‌کنند، مبتلا به نواقص غيرقابل جبراني در داخلي‌ترين لايه قرنيه مي‌شوند که در کوتاه‌مدت (يکي‌دو سال) نه درد دارد و نه ناراحتي ولي در درازمدت (معمولا بين 5 تا 10 سال بعد از بروز آسيب)، باعث غيرقابل تحمل شدن لنز و حتي بروز اختلال‌هاي بسيار جدي در قرنيه مي‌شود.
ارسال شده در دسته‌بندی نشده| 1:26 am | پاسخ دهید: